حضرت امام(ره) در آغاز مطلب كتاب شرح حديث جنود عقل
وجهل، از كتابهاى رايج اخلاقى، مانند(طهارة الاعراق) ابن مسكويه و (احياء علوم
الدين) غزالى انتقاد مى كند
و مى نويسد كه:
كتاب اخلاقى، بايد مانند دارو باشد، نه
نسخه.
"كتاب (احياء العلوم) كه تمام فضلا او را به
مدح و ثنا ياد مىكنند و او را بدء و ختم علم
اخلاق مى پندارند،
بنظر نويسنده در اصلاح اخلاق و قلع ماده فساد و تهذيب باطن، كمكى نمى كند؛
بلكه كثرت ابحاث اختراعيه و زيادى شعب علميه و
غيرعلميه آن و نقلهاى بى فايدهء راست و دروغ آن، انسان را از مقصد اصلى بازمىدارد
و از تهذيب و تطهير اخلاق، عقب مى اندازد.
بالجمله ، بنظر قاصر، اخلاق علمي و تاريخي و همين
طور تفسير ادبي و علمي و شرح احاديث بدين منوال از مقصد و مقصود دور افتادن و
تبعيد قريب نمودن است.
نويسنده را
عقيده آن است كه مهم در علم اخلاق و شرح احاديث مربوطه به آن يا تفسير آيات شريفه
راجع به آن، آن است كه نويسنده با ابشار و تنذير و موعظت و نصيحت و تذكر دادن و
يادآورى كردن، هر يك ازمقاصد خود را در نفوس، جايگزين كند
و بعبارت ديگر، كتاب
اخلاق، موعظه كتبيه بايد باشد و خود معالجه كند دردها و عيبها را، نه آن كه راه
علاج نشان دهد.
ريشه هاى اخلاق را فهماندن و راه علاج نشان دادن، يك نفر را به مقصد نزديك نكند و يك قلب ظلمانى را نور ندهد و يك خلق فاسد را اصلاح ننمايد. كتاب اخلاق، آن است كه به مطالعه آن، نفس قاسى،سخت دل و سياه دل، نرم و غير مهذب، مهذب و ظلمانى،نورانى شود و آن به اين است كه عالم در ضمن راهنمايى، راهبر و در ضمن ارائه علاج، معالج باشد
و كتاب، خود دواى درد باشد، نه نسخه دوا نما.
طبيب
روحانى بايد كلامش حكم دوا داشته باشد، نه حكم نسخهءدوانما.
طبيب روحاني بايد كلامش حكم دوا داشته باشد نه حكم نسخه.
و اين كتب مذكوره نسخه هستند نه دوا، بلكه اگر جرات بود مي گفتم "نسخه بودن
بعضي از آنها نيز مشكوك است"
(كتاب شرح حديث جنود عقل وجهل . حضرت امام(ره)
.صص12و 13)