تبليغاتX
ياران نجد - قبله عشق يكي آمد و بس - شعري كه امام حسين (ع) در شب عاشورا خواند

بياد استاد اخلاق و انديشه ام شهيد علي جمالپور(اهواز) كه در سخنرانيهايش با احساس وصف نشدني و سر تا پا شور عرفاني اش ، اين اشعار را با گريه ميخواند و گويي در اين اشعار
گمشده اي را مي جويد .
همان شعري كه امام حسين (ع) در شب عاشورا خواند :
امام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: در اين شب (عاشورا) من مريض بودم عمه‌ام زينب از من پرستاري مي‌كرد پدرم در گوشه‌اي نشسته بود و شمشير خود را اصلاح و اين اشعار را زمزمه مي‌كرد:

يا دهر أف لك من خليل
يا دهر أف لك من خليل   كم لك بالإشراق والأصيل
من صاحب وطالب قتيل   والدهر لا يقنع بالبديل 
وإنما الأمر إلى الجليل  وكل حي سالك السبيل
امام زين العابدين(ع) مي فرمايد: فاعادها مرتين او ثلاثا و عملت ما اراد فختققتني العبره و ردوها و لزمت السكوت و عملت ان البلا قد نزل
دو يا سه بار اين ابيات را تكرار كرد تا من مقصود وي را دريافتم . پس گريه گلوي مرا گرفت و گريه را برمي گردانيدم و لازم دانستم سكوت را و دانستم بلاء فرود خواهد آمد

ترجمه شعر:

اي روزگار ، دوستيت پايدار نيست                    با دوست غير دشمنيت كار نيست
بس بامداد و شام جمعي زدوستان                 كشتي و دشمنيت به كس آشكار نيست
هر رونده اي چو من ميرود سوي مرگ           جاويـد غير حضرت پروردگار نيست
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 0:5 توسط محسن |