حرفهاي ما هنوز ناتمام ... تا نگاه مي كني: وقت رفتن است باز هم همان حكايت هميشگي پيش از آن كه با خبر شوي! لحظه عزيمت تو ناگزير مي شود آي ... آي دريغ و حسرت هميشگي ناگهان چقدر زود دير مي شود
(عزيزي كه دير آمد و زود رفت : مرحوم قيصر امين پور)
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 13:34 توسط محسن
|